نقش خانواده در تربيت فرد

خانواده و اهميت آن در دوره کودکي

نوزاد در خانواده به دنيا مي‌آيد و اولين تعاملات خود را با محيط آغاز مي‌کند. در اين کانون اوليه اولين تأثير و تأثرات متقابل آغاز مي‌شود و کودک کم کم در فرآيند رشد و اجتماعي قرار مي‌گيرد. همانطور که روان شناسان معتقدند سالهاي اوليه کودکي نقش بسزايي در رشد شخصيت و آينده او دارد. بيشتر طرحواره‌ها و شناختهاي کودک از خود ، اطرافيان و محيط در اين دوران شکل مي‌گيرد. ميزان سلامت جسماني و رواني کودک بسته به ارتباطي است که خانواده با وي دارد و تا چه حد تلاش مي‌کند نيازهاي او را برآورده سازد.

کودکاني که در اين سنين از لحاظ عاطفي و امنيتي در خانواده تأمين نمي‌شوند به انواع مشکلات مبتلا مي‌شوند. مشکلات اين کودکان اغلب با شيطنتها ، دروغگوييها و حرف نشنيدنهاي ساده شروع مي‌شود و با توجه به وضع نابسامان خانواده به بزهکاريها و جنايات بزرگسالي منتهي مي‌شود. سخت گيري زياد والدين يا بي‌توجهي آنها ، يا ننر و لوس بار آوردن کودک و برآورده ساختن کليه نيازهاي منطقي و غير منطقي او ، شخصيت سالمي را به بار نخواهد آورد. سلامت خود خانواده ، تعادل شخصيتي والدين و آشنايي آنها به اصولي که مي‌تواند محيط خانواده را سالمتر سازد، بسيار حائز اهميت است.

اهميت خانواده در دوران نوجواني

نيازهاي مرحله نوجواني دوران حساس است. بطوري که در کنار ساير تحولات و تغييراتي که از جنبه‌هاي جسماني و رواني در فرد اتفاق مي‌افتد، ويژگي مشترک و مهم ديگر آن دوران ، استقلال طلبي نوجوان در خانواده است. نوجوان مي‌خواهد به طريقي رشد استقلال خود را به خانواده ثابت کند و بر اين اساس شروع به ايجاد فاصله بين خود و خانواده مي‌کند و به گروه همسالان نزديک مي‌شود.

در صورتي که خانواده در اين دوران به کارکردهاي اساسي خود آشنايي نداشته باشد و همچنين با ويژگيهاي دوران نوجواني آشنا نباشد، نخواهد توانست عملکرد تربيتي خود را به نحو احسن ايفا نمايد. و چه بسا که اقدامات نادرست از سوي خانواده ، فضاي نامناسب موجود در خانواده و غيره ، بيشتر و بيشتر نوجوان را از محيط خانواده دور ساخته و در صورتي که خانواده در گذشته نيز کارکرد تربيتي خود را به شيوه درست اعمال نکرده باشد و فرد از پختگي فکري کاملي برخوردار نباشد با گرايش به زمينه‌هاي ناسازگارانه مثل عضويت در گروههاي افراطي و ساير زمينه‌ها مشکلات فردي و اجتماعي زيادي را به بار خواهد آورد.

سخت گيري زياد والدين و خانواده در اين دوران و همچنين سهل‌ گيري و آزاد گذاري آنها فرزند را موجودي سرکش ، طغيانگر و متزلزل بار خواهند آورد. از اين گذشته اين دوران ، دوران الگو گيري و همانند سازي و لازم است خانواده الگوهاي مناسبي را براي نوجوان خود فراهم سازند. ميزان حضور خانواده در اجتماع نيز در اين اهميت بسزايي دارد. هابز معتقد است که بسياري از نوجوانان پريشان حال و آشفته به خانواده‌هايي تعلق دارند که از زندگي اجتماعي مجزا و بيگانه‌اند. خانواده در عين حال که کوچکترين واحد اجتماعي است، مبنا و پايه هر اجتماع بزرگ است. افراد سالم جامعه ، افراد موفق و افراد فعال اجتماعي از داخل خانواده‌هاي سالم بيرون آمده‌اند و افراد ناسالم پرورش يافته خانواده‌هاي ناسالم هستند.

اهميت خانواده = سلامت خانواده

انحرافات خانواده ، عدم سلامت رواني خانواده ، مشکلات اقتصادي و اجتماعي خانواده از لحاظ تأثيري که روي اعضاء خود دارد جامعه را تحت تأثير قرار مي‌دهد. افراد پيوند ميان خانواده و اجتماع هستند. افراد پرورش يافته در خانواده وارد اجتماع مي‌شوند و ويژگيهاي سالم يا ناسالم خود را که در خانواده دريافت کرده وارد اجتماع مي‌کنند. از اين لحاظ سلامت يک جامعه به سلامت خانواده‌هاي آن وابسته است.

لامارک و لوپله و ديگران ، خانواده را مهمترين کانوني مي‌دانند که جامعه از آن تغذيه مي‌کنند. به اين ترتيب فرد در کنار تأثيري که از اجتماع خود مي‌پذيرد با توشه‌اي که از خانواده خود دريافت کرده است محيط پيرامون خود را تحت تأثير قرار مي‌دهد. چنين تأثيراتي علاوه بر مسائل پيراموني جزئي بلکه بر مسائل کلان اقتصادي - اجتماعي و سياسي يک جامعه نيز نقش دارند. به اين ترتيب به نظر مي‌رسد که اصلاح يک جامعه ، پيشرفت و ترقي آن از جنبه‌هاي مختلف تأثير اصلاح خانواده ، توجه افراد به اهميت خانواده و آموزش آنهاست.
 
سلامت جامعه در گرو خانواده سالم
خبرگزاري مهر - گروه اجتماعي : خانواده به عنوان کوچک ترين نهاد اجتماعي ، آسيب پذيرترين گروه در برابر آسيب هاي اجتماعي است به طوري که اکثر مشکلات و آسيب ها ابتدا در خانواده ها بروز پيدا مي کند و در صورت عدم پيشگيري و برخورد نا صحيح با آنها ، به درون جامعه نيز رسوخ مي کند و در اين شرايط دشوار ديگر نمي توان به راحتي مشکلات و آسيب ها را کنترل کرد.
به گزارش خبرنگار مهر ، با توجه به شرايط امروز جامعه ، افزايش مشکلات ، آسيب ها و ناهنجاري ها و تغييرات زندگي نسبت به گذشته و... بنابراين چنانچه نتوانيم پايه هاي خانواده را محکم و استوار بنا کنيم در اين صورت شاهد بروز آسيب ها و ناهنجاري ها در خانواده ها خواهيم بود.
امروزه انواع مختلف خشونت هاي خانگي ، اعتياد ، طلاق و جداي عاطفي و... از جمله آسيب هايي است که سلامت خانواده ها را به مخاطره مي اندازد.
بر همين اساس ، به منظور تحکيم بنيان و سلامت خانواده ها از سوي سازمان ها و نهادهاي حمايتي مانند بهزيستي ، کميته امداد و همچنين مرکز اموز زنان و خانواده اقدامات ، طرح ها و برنامه هايي در دست اجرا است که اجراي درست و فراگير اين برنامه ها مي تواند کمک موثري در تقويت بنيان خانواده و جلوگيري از افزايش آسيب هاي اجتماعي در جامعه باشد.
طرح رحمت در راستاي پيشگيري از آسيب هاي اجتماعي در خانواده ها و تعميق باورهاي ديني زنان و تحکيم بنيان خانواده يکي از اين طرحهايي است که در سال جاري به عنوان پايلوت در 5 استان کشور اجرايي شده است که بزودي مرکز امور زنان و خانواده نتيجه اجرايي شدن و همچنين تاثير آن را در کاهش آسيب هاي اجتماعي در خانواده ها مطرح خواهد کرد.
مديرکل دفتر آسيب هاي اجتماعي سازمان بهزيستي نيز در خصوص اقدامات بهزيستي براي ارتقاء جايگاه و تحکيم بنيان خانواده ، مي گويد: توانمندسازي مردم به خصوص اقشار نيازمند ودرمعرض آسيب ، طرح آموزش مهارت هاي زندگي ، ايجاد گروه هاي همياران سلامت روان و اجتماعي و پايگاه سلامت اجتماعي و... از جمله اقداماتي است که بهزيستي در اين زمينه انجام مي دهد.
رجب صمدي مي افزايد: از طريق آموزش مهارت هاي زندگي به افراد نحوه برخورد و مواجهه با مشکلات و چالش هاي مختلف و همچنين نحوه تصميم گيري آموزش داده مي شود. اين طرح چند سال است که در دبستان ها و مدارس راهنمايي اجرا مي شود.
وي خاطر نشان مي کند: در حال حاضر فقط 5 درصد دانش آموزان کشور تحت پوشش آموزش هاي مهارت زندگي قرار دارند در صورتي که بتوانيم با برنامه ريزي و افزايش اعتبارات دانش آموزان بيشتري را تحت پوشش اين طرح قرار دهيم در اين صورت خواهيم توانست به سلامت خانواده کمک موثري کنيم.
البته اقداماتي که در حال حاضر در جهت تقويت بنيان خانواده و جلوگيري از افزايش آسيب هاي اجتماعي انجام مي شود خوب است اما به هيچ وجه کافي نيست و بايد براي گسترش آنها ، مسئولان چاره اي بينديشند در غير اين صورت در آينده اي نه چندان دور شاهد نابساماني و تضعيف پايه هاي خانواده خواهيم بود.
در شرايط فعلي و با توجه به مشکلات جامعه افراد خانواده کمتر فرصت مي کنند درکنار هم باشند و باهم گفتگو و يا درد و دل کنند و اين امر خود به خود تهديدي براي سلامت نهاد خانواده خواهد بود به همين علت بايد خانواده ها به اين امر توجه کافي داشته باشند و روابط ميان خود و فرزندانشان را بر پايه صداقت ، عشق و عاطفه بنا کنند.
با توجه به اينکه شخصيت فرد در خانواده شکل مي گيرد بنابراين عملکرد و رفتار کودکان در جامعه نشانده تربيت صحيح و يا غلط والدين آنان است به همين دليل  بايد پدران و مادران امنيت روحي و رواني کودک را در خانواده تامين کنند و به آنها نحوه صحيح و سالم زندگي کردن و همچنين نحوه برخورد درست با مشکلات را بياموزند.
در چنين شرايطي سلامت فرد و خانواده تا حدود زيادي تامين مي شود و آسيب هاي اجتماعي کمتر به درون خانواده سالم رسوخ پيدا مي کنند.
در خانواده هايي که از ثبات برخوردار نيستند به دليل نابساماني ، آسيب هاي مختلفي مانند کودک آزاري ، انواع خشونت هاي خانگي ، طلاق ، اعتياد ، فرار فرزندان از خانواده ، اتفاق مي افتد که بايد با آموزش مهارت هاي زندگي نحوه صحيح ارتباط و همچنين برخورد با مشکلات به افراد خانواده ها آموزش داده شود.

جامعه شناسان معتقدند که آسيب هاي اجتماعي سالانه حدود 10 درصد افزايش پيدا مي کنند و اين امر محيط خانواده ها را به شدت تهديد مي کند به همين دليل دولت بايد با ارائه برنامه هاي درست اقدام اساسي و جدي براي پيشگيري و کنترل از اين آسيب ها انجام دهد ، چون يک سازمان مانند بهزيستي به تنهايي از عهده اين امر بر نمي آيد.

منبع :http://www.oxinads.com

آخرين تغييرات:88/08/24